دردو دل مامان
سلام عشق مامان
الان که دارم این مطلب و واست می نویسم تو آروم خوابیدی.مامان جون اومده خونمون تا ما تنها نباشیم آخه بابا سهراب بازم رفته اهواز واسه کارش.کاش دیگه نره چون ما دیگه تحمل دوریشو نداریم.اگه بدونی الان که دارم اینارو می نویسم چقدر دلم گرفته دختر گلم.
عاشقتم مامانی هیچ وقت منو تنها نزار
دوست دارن عر روز واست بنویسم اما ایتقدر کار دارم و سرم شلوغه که وقت نمیشه گلم.الان نزدیکه عید و باید خونه تکونی کنم.ان شاا... بزرگ می شی و کمکم میکنی گل مامان.
با رفتن مامان جون بهجت انگار شادی به کل از خونمون رفت چون باباسهراب دیگه مثل سابقش پر هیاهو نیست و خونه آروم شده فقط گهگداری صدای من و تو باعث می شه بابا سهراب بخنده گلم اما این روزا رفتنین گلم تو هیچ وقت غصه نخور مامان جونم قوربونت بشم الهی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دردو دل مامان
