شایستهشایسته، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

شایسته گیسو طلا

شروع یک روز خوب اما تمام بد

1392/12/8 2:29
نویسنده : مامان سحر
216 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل قشنگم امشب منو تو تنهاییم .مامان جون صبح زود رفت خونه پیش یاسمن جون خاله اخه خیلی به مامانی عادت کرده دیشبم تا دیر وقت زنگ میزد و با مامان جون حرف میزد.ما امروز رفتیم خونه خاله سارا آیلین جون.تو آیلین باهم جیغ جیغ می کردین و من و خاله سارا با هم حرف می زدیم البته با شماهم بازی می کردیم تا آروم شین.من امروز خیلی دلم گرفته بود زهره مامان نیایش کوچولو که تو کلاس مراقبتهای بارداری بهداشت آشنا شده بودم باهاش  بغض این دله گرفتمو ترکوند بدم ترکوند گریه

نمی دونم بگم خدا ازش بگذره یا نه یک تهمتی رو به پام بست که تا آخر عمر یادم نمیشه اما عیبی نداره خدا از گناهش بگذره ولی کاشکی یاد بگیره ندونسته هیچوقت قضاوت نکنه و به کسی تهمت نزنه. گل من امیدوارم تو ازون دسته آدما نشی و دل کسی رو نشکونی با تهمت.خوب شد که خاله سارا بود یکم آرومم کرد با عمو ایمان و بهم دلداری دادن که به اینجورآدما اهمیت ندم.کاش بابا سهراب بود گلم. اگه الان بود من الان اشک نمی ریختم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

سارا صاحبی
8 اسفند 92 11:23
دیونه غصه نخور تنها نیستی پس رابین هود سارا اینجا چیکاره هست؟ حرفا رو بسپار به باد ارزش نداره بهش فکر کنی اون کسی که تهمت میزنه خودش مشکلات داره به خاطر همین عقده هاشه که با بقیه اینجوری تا میکنه
مامان سحر
پاسخ
مرسی عزیزم ازینکه دلداری می دیم ولی خیلی دلم شکست